از کافی‌نت تا روابط عمومی؛ وقتی همه چیز با «ظاهر رسانه‌ای» قاطی می‌شوداین روزها به نظر می‌رسد مسیر رسیدن به عنوان «روابط عمومی» دیگر از دانشگاه و تجربه نمی‌گذرد، بلکه از پشت پیشخوان کافی‌نت‌ها عبور می‌کند! کافی است کمی با کامپیوتر آشنا باشی، چند قالب آماده برای پست و استوری بلد باشی و چند جمله زیبا از اینترنت کپی کنی تا کارت ویزیت «کارشناس روابط عمومی» روی میزت جا خوش کند.اما واقعیت تلخ این است که روابط عمومی، شغل تزئینی یا نمایشی نیست؛ مسئولیتی است جدی، حساس و نیازمند تخصص. روابط عمومی باید زبان مردم باشد و چهره واقعی عملکرد سازمان را بازتاب دهد — نه فقط تولیدکننده‌ی خبرهای رسمی و بی‌روح.در سال‌های اخیر، در بسیاری از ادارات و نهادها، جای روابط عمومی‌های حرفه‌ای و آموزش‌دیده را افرادی گرفته‌اند که شاید هیچ درکی از مدیریت افکار عمومی، اخلاق رسانه‌ای یا اصول پاسخ‌گویی نداشته باشند. نتیجه روشن است: محتوای سطحی، شعارهای تکراری، بی‌اعتمادی مردم و بی‌اعتباری سازمان‌ها.مشکل از آن‌جاست که برخی مدیران هنوز روابط عمومی را نه یک نهاد ارتباطی و اجتماعی، بلکه فقط ابزاری برای تبلیغ می‌دانند. در حالی‌که در دنیای امروز، روابط عمومی یعنی پل میان مردم و واقعیت؛ جایی برای گفت‌وگو، شفافیت و اعتمادسازی.اگر روابط عمومی را به جای «ویترین اداری»، به عنوان «قلب تپنده ارتباطات سازمان» ببینیم، دیگر هیچ کافی‌نتی نمی‌تواند جای دانشگاه ارتباطات، تجربه میدانی و شعور رسانه‌ای را بگیرد.شاید وقت آن رسیده باشد که بپذیریم:روابط عمومی جای حرفه‌ای‌هاست، نه کافی‌نت‌دارها.


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *