زنجان پرس؛ زهرا رسولی: سلام آقای رییس جمهور من یک روزنامه نگار شهرستانی حامی دولت و نظام مقدس جمهوری اسلامی هستم؛ سالهاست قلم می‌زنم و نقد می کنم شاید گرهی از کار ملت و دولت باز شود.

سالهاست ارمغان بی بدیل انقلاب را عاشقانه تکرار می کنم که «آزادی» اندیشه را پاس بدارم که «جمهوری اسلامی» با «استقلال» فکری همه شهروندانش حاصل می‌شود؛ شهروندانی که آزادانه نقادی کنند؛ مگر نه اینکه انتقاد موجب تضارب آرا و تبادل افکار برای روشن شدن مسیر اجتماعی و انتخاب آگاهانه‌تر مردم می شود؟

آقای رئیس جمهور نقد بسیار است و قلم برای نوشتن نقد بیشتر است؛ اما دیگر حوصله‌ای نیست؛ امروز که این نامه را می‌نویسم همکارانم درگیر شکایات مدیران علیه رسانه‌هاست و پله‌های دادگاه را بالا پایین می‌کنند!

امروز پس از 14 سال قلم یار‌ی‌ نمی‌کند تا بنویسم؛ می‌ترسم از نوشتن مشکلات پدری که به دلیل فقر و نداری شرمنده خانواده خود شده است؛ از سرنوشت مسکن‌های ملی که هنوز نامعلوم است؛ از آلودگی شهر و از شرایط جوانی که به خاطر مشکل اقتصادی جرات ازدواج ندارد، دارویی که نیست و بیماری که برای درمان پولی ندارد.

همه اینها را هم کنار بگذارم؛ مشکلات خودم به قوت قبل باقیست؛ شغل نیم بندی که درآمد چندانی ندارد که هیچ امنیت شغلی هم نیست؛ می‌گویند شغل سخت است؛ بله فقط سخت است اما مثل طبل تو خالی است و فقط مثل مغازه‌ای است که ویترین آن قشنگ است.

بله آقای رئیس جمهور درد بسیار است و شنیدن این دردها حوصله می‌خواهد؛ هرچه می‌نویسم پاک می‌کنم چون مشکل بزرگتری به ذهنم می‌آید؛ درد بسیار است اما درمان!

آقای رئیس جمهور!بنده به فرمایشات استانداران دولت شما اعتماد کردم که گفتند«… به تبعیت از سیاست رئیس جمهوری بخشنامه‌ای به تمامی اداره‌ها صادر می‌کنیم تا دستگاه‌ها از رسانه‌ها و خبرنگاران شکایت نکنند…» و بر اساس اعتقادی که داشتم این چند سطر را از سر دلسوزی و کمک به دولت بیان کردم تا شرایط را بدانید؛ اما دیگر حوصله‌ای برای درگیری ندارم؛ این نامه را کاملا محرمانه بخوانید!


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *