آقای استاندار؛ فقط یک ماه کارگر باشید!آقای استاندار، خانم معاون اقتصادی میدانیم خیلی سخت است؛ سخت که نه غیرقابل تحمل است؛ اما حتی شده تصور کنید؛ کارگر هستید؛یک ماه، درست مثل کارگران بسیاری از شرکتها زندگی کنید؛ یک ماه سر کار بروید، اما حقوق نگیرید.یک ماه تصور کنید هر روز صبح قرار است با دلایل بیخود قرار است، اخراج شوید!بعد فکر کنید؛ صاحبخانه جوابتان کرده است.یا فکر کنید در همین اوضاع بیپولی و بیکاری قرار است؛ عضو جدیدی به خانوادهتان اضافه شود اما شما پول یک بسته پوشک را هم ندارید.تصور کنید؛ کارفرما اعلام کرده اگر اعتراضی بکنید از فردا اخراج هستید و اداره کار هم حمایتی از شما نمیکند و در طرف کارفرما ایستاده است.یکبار مثل این کارگران زندگی کنید و شب نگران نان شب باشید؛ از همان نگرانی که کارگران هر شب دارند…آن وقت شاید بهتر درک کنید که وقتی دخل و خرج زندگی باهم نخواند؛ چه اتفاقی میافتد؛ چه فشاری روی یک خانواده میآید.وقتی اجاره خانه، قسط، هزینه درمان، مدرسه بچهها و خرج روزمره روی هم جمع میشود، اما حقوقی در کار نیست، زندگی چه شرایطی پیدا میکند. آقای استاندار؛ اینها را گفتیم تا بدانید؛ کارگران از زیرمجموعه شما ناامید شدهاند؛ از همان اداره کاری که برای بالا نرفتن امار بیمه بیکاریاش شرایطی را فراهم می آورد که کارگر خودش با پای خودش برود و امار امیدوار کننده بدهد.پیشنهاد میکنیم؛ یک ماه با کفشهای کارگران راه بروید؛ “این روزها کارگران کف خواستههایشان را میخواهند؛ کار کنند و حقوق بگیرند؛ اما نمیگیرند!!!


دیدگاهتان را بنویسید