با انتشار خبر سفر ریاست جمهوری به استان زنجان، مردم برای تقدیر،درخواست و شکایات دست به قلم شدند.
هرچقدر زمان سفر نزدیکتر می شود،مردم برای درخواست های مکتوب مصمم تر هستند.
اما وقتی چهار روز مانده به سفر اعلام می شود هیچ نامه ای جمع آوری نخواهد شد، انگیزه مردم حتی برای استقبال و حضور در برنامه های عمومی دیگر سفر هم کاهش می یابد.
جمع بندی جلسات مردم کوچه و بازار که مشکلات صنفی، نهضت ملی مسکن، سرب و روی، پتروشیمی و … زنجان را به اشتراک می گذاشتند، منتج به درخواست‌ مکتوب می شود ولی دریغا که دریافت نامه و درخواستی در کار نبود.
یک روز مانده به سفر با اعلام استقبال مردمی از ریاست جمهوری در میادین مهم شهر، طرح جمع آوری نامه ها در سامانه سامد مطرح و قوت گرفت.
۸۰۰ نفری از کارکنان ادارات در یک مکان مشخص آماده دریافت نامه های تلفنی مردم بودند تا بشنوند و ثبت کنند.
اما تجربه نشان داده است که اگر پشت خط سامد یک همشهری باشد، درصد نسبت دوست و فامیل بودن آن به ۱۰۰ نزدیک است و شنیدن درد دل آن آشنا در ذهن شعر:

راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی
عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم

تداعی می کند.
مسئله بعد از بازگویی درد دل ، تماس با سامانه ۱۱۱ است که دستِ بیکار و زمانِ نامحدود می خواهد تا بعد از تماس مکرر ارتباط برقرار شود و درخواست ثبت گردد که بعد از ثبت صبر ایوب می خواهد تا درخواست به نتیجه برسد.
اما لذت جمع آوری نامه های مکتوب که با دست خط هایی از رنگ و بوی مردمِ مسئول دوست و قدردان، که گاهاً زنی، مردی و کودکی آن را با خون دل نوشته است، لذت و خاطره سفر ریاست جمهور را دوچندان می کند.
پیغام هایی که به مقصد می رسد و بدون شک فرستنده نامه چشم انتظار جواب آن می ماند.
گاهی دست خطی آنقدر با احساسات صادقانه و خالصانه حروف را ترکیب می کند تا خواننده نامه وادار به تسریع در پاسخگویی می شود.
نامه های با احساس کاغذی بِه از نامه های بی احساس به مقام عالی کشور در سامانه سامد است.

انتهای پیام/


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *