روایت یک بارداری ناتمام!زنجان پرس؛هنوز هم تو شوک مانده… وقتی باهاش حرف می‌زنم، چشم‌هاش بی‌اختیار می‌لرزه و گوشه‌ چشماش خیس می‌شه. انگار هر بار که می‌خواد حرفی بزنه، بغضی قدیمی از ته دلش راه میفته. با تمام وجود تلاش می‌کنه آروم به نظر بیاد. اما این آرامش فقط یک نقاب نازکه که با یک لرزش کوچک می‌ریزه.با دستش اشک‌هاشو پاک می‌کنه و آروم میگه؛ «نفهمیدم چی شد… فقط یک صدا بود. همون لحظه دردم گرفت… بعدش افتادم… دیگه چیزی یادم نیست. وقتی چشم باز کردم، همه‌چیز تموم شده بود.صداش می‌لرزه. نگاهش در نقطه‌ای دور گم می‌شه؛ انگار دوباره همون لحظه رو زندگی می‌کنه. می‌گه از حرکاتش فهمیدم بچه پسر بود… با لبخند تلخی اسمشو میگه؛ اسمی که برای آینده‌اش انتخاب کرده بود، برای همون روزهایی که هیچ وقت نیومد. وقتی از بچه حرف می‌زنه، اشک‌هاش به همدیگه مجال نمیدن و بی‌اختیار روی گونه‌هاش میریزن.هیچی ندارم بگم که آروم‌تر بشه؛ منم با اشکهام همراهیش میکنم و دستش رو می‌گیرم تا شاید… شاید هیچی… هیچ چیزی نمیتونه آرومش کنه…یکم که میگذره خودش شروع میکنه صحبت کردن؛ از اون روز به بعد، کوچکیترین صدا باعث میشه آرامشم بهم بریزه حتی با صدای زنگ‌ تلفن از جا‌ میپرم.رفتم دکتر؛ میگه نشونه‌های افسردگی بعد از بارداری ناموفقه… اما من می‌دونم ماجرا فقط یک تشخیص پزشکی نیست؛ این زخم، روی روحش نشسته.سعی میکنه خودش و کنترل کنه اشکهاش و پاک می‌کنه و میگه؛ اون روزی که برای اولین بار به زنجان حمله شد خونه مادرم بود؛ صدا خیلی وحشتناک بود.اصلا‌ نفهمیدم چی شد؛ بعد از اینکه اون صدا اومد از حال رفتم و بعدش دیدم رو تخت بیمارستانم و بچه سقط شده…سارا؛ نظامی نیست؛ هیچ کدوم از خانواده‌اش هم نظامی‌نیستن؛ اونروز فقط یک صدا… تمام آینده‌اش را با خودش برد.اون‌تنها قربانی جنگ نیست؛ اولین و آخرین نفر هم‌نیست که چنین دردی رو چشیده و تجربه کرده.تو این جنگ خیلی‌ها هستند که هیچ‌کس نه اسمشون رو شنیده نه تو هیچ خبری دیده شدن، اما زندگیشون تو سکوت و بی‌صدایی بهم ریخته.آدم‌هایی که قربانی شدن… نه با گلوله، نه با تصویر… بلکه با هر لرزه‌ای که روی بدنشون میاد دوباره به هم‌ میریزن.این داستان کاملا واقعی و روایتگری ما از آسیب‌های پنهان جنگه.نوشتیم برای اونهایی که در طرفداری از ترامپ‌می‌گفتن،‌مسکونی نمیزنه و …


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *