بازار سیاه؛ سیمکارت سفید
حالا دیگر روزی نیست که بحث سیمکارت سفید نقل و نبات محافل نباشد.هرکسی به دنبال خروج از شرایطی است که در آن قرار دارد؛ هراز چندگاهی هم دولت با اعلام اخبار ضد و نقیض درباره برقراری اینترنت بینالملل، بر داغی این مباحث میافزاید.دایره بحث را اگر کوچکتر کنیم؛ در زنجان هم شرایط همانطور است که گفتیم؛ سیمکارت سفید چه کسی دارد و چه کسی ندارد!هر ارگان و هر بخشی به دنبال خروج از شرایط موجود با سیمکارت سفید است و با اعمال سهمیههای هرچند کم برای زیرمجموعههای خودشان سعی دارند این شرایط را کمی تسهیل کنند؛ بماند که نمیدانیم از کجا، اما برخی کاندیداهای شورای شهر برای فعالیت تبلیغاتی و برخی فعالان فضای مجازی برای اینکه خودشان را ثابت کنند، حتی بیشتر از قبل در فضای بینالملل حضور دارند.اما رسانهها؛ رسانهها مثل همیشه شرایطشان خاصتر از بقیه اقشار جامعه است. قضیه آن است که لیستی از رسانهها برای استفاده از اینترنت به اصطلاح سفید ارسال شده اما تاکنون هیچکس از افرادی که از این تسهیلات استفاده کرده به صراحت موضعگیری مشخصی در این باره نداشته است.هنوز هم بسیاری از خبرنگاران دنبال این لیست هستند که بدانند چه کسی شامل شده و چه کسی شامل اینترنت سفید نشده است.کاری به بود و نبود اینترنت نداریم؛ مشکل از جای دیگری است؛ اینکه ورود و خروج در عرصه رسانه از کنترل متولیان خارج شده و وقتی پای تسهیلات یا امکانات خاصی به میان میآید، ناگهان مرزها پررنگ میشود؛ عدهای در سکوت بهرهمند میشوند و عدهای دیگر حتی از اصل ماجرا هم بیخبر میمانند.مسئله اصلی اما دسترسی به اینترنت نیست؛ مسئله شفافیت است. وقتی قرار است امتیازی به نام رسانه داده شود، طبیعی است که اهالی رسانه انتظار داشته باشند بدانند معیارها چیست، چه کسانی مشمول شدهاند و چه کسانی نه.در غیر این صورت، چیزی که شکل میگیرد نه یک تسهیل برای کار رسانهای، بلکه بازاری غیررسمی از امتیازاتی است که معلوم نیست بر چه اساسی توزیع شدهاند؛ بازاری که در آن «سیمکارت سفید» بیشتر از آنکه ابزار کار باشد، به نمادی از تبعیض تبدیل میشود.به عنوان یک رسانه حاضریم لیست سیمکارت گیرندگان و قبل از آن اسامی خبرنگاران را در اختیارمان قرار دهند تا بدانیم همکارانمان چه کسانی هستند؟تا هرکسی که خبرنگاری را صرفا یک اظهار نظر در فضای مجازی میداند؛ کسی که یک بار یک مطلب از او در یک رسانه منتشر شده؛ کسی به صورت افتخاری و به لطف یک رسانه ادمین گروه یا کانالی است؛ کانالهایی که در همین ایام جنگ مثل قارچ روییدهاند و سر از خاک در آورندهاند؛ کسانی که به علت همین نبود نظارت بدون داشتن تخصص یک برگه مجوز گرفتهاند؛ کسانی که از رسانه بودن صرفا نقد دیگران را میدانند و بس و بسیاری از افراد دیگر که اگر این جمع را از رسانههای واقعی کسر کنیم تعداد آنها به اندازه انگشتان دست هم نمیرسد مشخص شود.


دیدگاهتان را بنویسید