زنجانیها ایستاده آمدند
زنجان پرس؛ ساعت ۱۱ صبح بود؛ باران میبارید؛ آرام اما پیوسته.قطرهها روی چترها مینشستند، روی شانهها، روی پرچمهایی که خیس اما برافراشته در دست مردم بود. اما هیچچیز نتوانست از شور قدمهایی که برای آرمان و باور برداشته میشد کم کند.امروز خیابانها فقط خیس از باران نبود؛ خیس از غیرت و همدلی مردمی بود که نشان دادند برای حضور، برای ایستادن کنار هم و برای اعلام موضعشان، منتظر آفتاب نمیمانند. زن و مرد، پیر و جوان، خانوادههایی که کودکانشان را در آغوش گرفته بودند، همه آمده بودند؛ بیاعتنا به سرما و باران بودند.این حضور، تنها یک راهپیمایی نبود؛ پیامی روشن بود. پیامی که میگفت مردم در صحنهاند، حتی وقتی آسمان هم گریه میکند. باران لباسها را خیس کرد، اما ارادهها را سست نکرد؛ صدای شعارها در هوای بارانی پیچید و تصویر چهرههای مصمم، قاب ماندگاری از همبستگی ساخت.امروز زیر باران، شکوه حضور معنا شد. قطرهها شاهد بودند که این مردم، در هر شرایطی کنار هم میایستند.


دیدگاهتان را بنویسید