خجالت نکش!”پول نداری؛ بچه نیار”
زنجان پرس؛چادرش را محکم دور خودش میپیچد تا متوجه شرایطش نشوم؛ بدون اینکه سوالی کنم شروع به صحبت کردن میکند، خانم خجالت میکشم از خانواده از همسایه از اهالی روستا…همش به این فکر میکنم چطور تو صورت دامادها و نوههام نگاه کنم؛ اخه ۵ تا بچه دیگه دارم ۳ تا دختر؛ دو تا پسر؛ این یکی هم خدا بخواد دختره. دیگه از من گذشته؛ خانم واقعیتش “خجالت میکشم”. “خجالت نکش” مگه شما چند سال دارید؛ جواب میدهد؛ متولد سال ۶۵ هستم”همین را که میگویم.همسرش صحبتش را قطع میکند؛ خانم بزارید خیلی راحت به شما توضیح بدم. من پنج فرزند دارم و این بچه آخر ناخواسته بود. وقتی برای اولین بار مراجعه کردم، در درمانگاه گفتم که با وضعیت اقتصادی فعلی توان مالی ندارم. اما خب گفتیم گناه دارد اگر جنین را سقط کنیم. از همان اول گفتند همه هزینهها «رایگان است»، اما هیچ خدمتی برای ما رایگان نشد. حتی یک قبض هم رایگان صادر نشد. با وجود داشتن بیمه روستایی، هیچ کاری در بیمارستان دولتی برای ما انجام ندادند و همیشه ما را به آزمایشگاهها و مراکز خصوصی فرستادند.اینها را تحمل کردیم تا رسیدیم به بحث سزارین. گفتند چون سزارین است باید از یک جراح خصوصی وقت بگیرید تا او بیاید در بیمارستان عمل انجام بدهد. در حالی که همان پزشکان، در همان بیمارستان شیفت دارند.وقتی جراح را پیدا کردیم، گفتند باید پول نقد بدهید؛ کارت نمیکشیم. یکی گفت ۵ میلیون، دیگری گفت ۴ میلیون. همسایهها گفتند برخی ۳۰ میلیون دادهاند، اینجا بود که فهمیدیم پزشکان زیرمیزی میگیرند.به یکی از مسئولین بیمارستان امیرالمونین قیدار زنگ زدم اما گفتند: برای زیرزمیزی دکتر باید شاکی خصوصی با مدرک داشته باشید؛ وگرنه کاری از ما ساخته نیست.حتی به مسئول شبکه بهداشت قیدار هم مشکلم را گفتم اما تاکنون هیچ اقدامی نشده است؛ خانم شرایط همسر من خطرناک است و باید سریع زایمان شود وگرنه بچه خفه میشود.بچه تا اخر این هفته به دنیا میآید؛ ولی مسئولین مدام در حال پاسکاری هستند و انگار نه انگار؛ به ما گفتند به بیمارستان موسوی در زنجان بیاییم؛ خب نمیتوانیم وقتی قیدار بیمارستان دارد چرا زنجان؟آقایان از طرفی مدام شعار «فرزندآوری» میدهند، اما در عمل کوچکترین حمایتی نیست. نه وام دادهاند، نه زمین، نه هیچ کمکی؛ من بچه را به خاطر شعار اینها به دنیا نمیآورم؛ شما به عنوان رسانه بدانید همه اینها دروغ میگویند؛ کار به جاهای باریک که کشیده میشود به من میگویند « پول نداشتی بچه نمی آوردی»!!!!!!من دنبال حل مشکل خودم نیستم؛ خانم تو روستا و بخش ما همه همین مشکل را دارند و اصلا توجهی نمیشود…پ.ن:آقایان و خانمهای مسولی که وقت کاری خود را با شعار فرزندآوری پر میکنند؛ این خانواده فقط یک نمونه از خانوادههایی است که به شعار فرزنداوری عمل کرده است.بسم الله برای نمونه هم که شده فقط یک شعار از شعارهای فرزندآوری را عمل کنید تا بدانیم آن جلسات و کارگروهها و کمیتهها نتیجه داشته است.””به عمل کار برآید به سخندانی نیست”


دیدگاهتان را بنویسید