اینجا پدر و مادرها صبورتر و مهربانتر از هر وقت دیگری سعی در رابطه برقرار کردن با کودکشان دارند. دست هر والدی کلی خوراکی است که با دادن آنها به فرزندش میخواهد او را خوشحال کند. اگر کودکی هر قدر بهانهگیری و بدخلقی کند، نازش خریدار دارد.
زنجان پرس؛ زهرا رسولی: دالون باریک را که بگذریم به حیاطی میرسیم که تاب و سرسرهاش شریک غمهای کودکان است و سبزی درختانش نمیتواند سیاهی روزگار کودکان و والدینی که به آنجا میآیند، بپوشاند. اینجا محل ملاقات کودکان طلاق با والدینشان است.
والدینی که اینجا می آیند آنهایی هستند که پس از طلاق هم دست از بگو مگو با یکدیگر برنداشته در گذشته، این والدین باید در کلانتریها فرزندانشان را میدیدند، اما حضور یک کودک در کلانتری و مشاهده صحنههای ناهنجار تبعات بدی روی فرزندان داشت بنابراین خانههای مهر تأسیس شد تا کودکان در شرایط مناسبتری با والدینشان دیدار کنند.
وقت ملاقات، پدر و مادرها نسبت به فرزندانشان مهربانتر و نسبت به همسرانشان خشمگینتر میشوند. فوران عاطفه و سرباز کردن زخمهای کهنه قدیمی، صحنههای تلخی را در اینجا رقم میزند.
پدر و مادرهایی که به هیچ روی نتوانسته یا نخواستهاند که به زندگی مشترکشان ادامه دهند با ثبت طلاق، هر چند شاید به ظاهر، برخی مشکلاتشان پایان یابد اما حداقل برای فرزندانشان جدال سخت دیگری آغاز میشود که بسیاری مواقع در توان آنها نیست و اکثرشان بازنده این بازی سرنوشت خواهند بود.
والدینی که اینجا میآیند آنهایی هستند که پس از طلاق هم دست از بگو مگو با یکدیگر برنداشته و حتی در زمان ملاقات فرزندان، چنان با یکدیگر شروع به فحاشی، دعوا و کتک کاری میکنند که کار به دخالت نیروی انتظامی میکشد. در گذشته، این والدین باید در کلانتریها فرزندانشان را میدیدند اما همه میدانند که حضور یک کودک در کلانتری و مشاهده صحنههای ناهنجار آن چه تبعات بدی روی او خواهد گذاشت بنابراین خانههای مهر تأسیس شد تا کودکان در شرایط مناسبتری با والدینشان دیدار کنند اما برخی پدر و مادرها آنقدر دغدغه لج بازی کردن با دیگری و اثبات خودشان با زور و دعوا را دارند که اینجا هم یادشان میرود به عنوان یک والد حتی پس از طلاق، مهمترین وظیفهشان تربیت و حفظ آرامش کودکشان است.
به کوچکترین کلام یا رفتاری آتش یک دعوا به پا میشود. مادری که داغ دوری از فرزندش را ظلمی میداند که به خاطر پدر، آن را تحمل میکند و پدری که دربهدری و نابهسامانی زندگی خودش و فرزندش را نتیجه باقی نماندن همسرش در زندگی میداند، هر لحظه آتش خشمشان فوران میکند.
اینجا اسمش خانه مهر است اما درونش دنیایی از نامهربانی موج میزند. همین چند وقت پیش پدری با گمان اینکه همسر سابقش رابطه نامشروع دارد در مقابل دخترش، دست دور گلویش انداخته و قصد داشت او را خفه کند تا اینکه با دخالت یکی از کارکنان افتخاری، میان ترس و فریادهای دخترش، پنجههایش از گلوی مادر باز میشود.
برخی از والدینی که حضانت بچه را دارند، قبل از ملاقات آنقدر بچه را تهدید میکنند یا تصویر ذهنی منفی از والد دیگر برایش میسازند که او هنگام ملاقات میگوید نمیخواهد مادر یا پدرش را ببیند. برخی به حق یا در اثر شک و بدبینی گمان میکنند اگر فرزند را به والد دیگر بدهند او را میبرد و دیگر نمیآورد بنابراین اجازه نمیدهند فرزند حتی لحظهای با والدش به جایی برود.
مهربانی از بیم فراق
اما از این درگیریها که بگذریم اینجا پدر و مادرها صبورتر و مهربانتر از هر وقت دیگری سعی در رابطه برقرار کردن با کودکشان دارند. دست هر والدی کلی خوراکی است که با دادن آنها به فرزندش میخواهد او را خوشحال کند. اگر کودکی هر قدر بهانهگیری و بدخلقی کند، نازش خریدار دارد.
همان پدر یا مادری که در خانه، اگر فرزندش دو بار صدایش میکرد با فریاد جوابش را میداد، اکنون کمتر از «جان» به او نمیگوید. اگر فرزند به بهانههایی مانند آب خواستن، رفتن به سرویس بهداشتی، آوردن اسباب بازی و … ، بارها و بارها آنها را بلند کند، اخم به ابرو نمیآورند و با عشق در کنارش میمانند. آنها میدانند که وقت دیدار محدود است و در پس عبور عقربههای ساعت، فراقی تلخ میآید.
م.س یکی از مادرانی است که همراه ما، در خانه مهر، با فرزندش وقت ملاقات دارد. حدود 2سال است که از همسرش جدا زندگی میکند. 2فرزند پسر ۹ ساله و 4 ساله دارد. کودک ۹ ساله با پدر است و هفتهای ۷۲ ساعت مادرش میتواند او را ببیند. کودک دیگر هم طبق قانون تا ۵ سالگی باید با مادرش باشد. به گفته مادر آنقدر در ملاقاتهای اولیه آنها، بین پدر و مادر دعوا شده که پسر بزرگش از ملاقات هراس دارد. البته در نهایت این جدایی را به نفع فرزندش میداند چرا که در گذشته که با هم زندگی میکردند به خاطر مشاجرات فراوانشان فرزندش پرخاشگر شده بود اما بعد از جدایی آنها، فرزندش آرامتر است.
2 فرزند او که ظاهراً برادر هستند هیچ ارتباط عاطفی با یکدیگر ندارند. گویا غم دوری از پدر و مادر برای بچهها آنقدر بزرگ بوده که یادشان رفته برادری هم دارند که میتوانند دلتنگش شوند یا حتی با او بازی کنند.
ن.و که یک پسر ۸ ساله دارد، حدود 3سال است، شوهر و زندگیاش را رها کرده است و تقاضای طلاق دارد، به خاطر یک سری موانع قانونی، دادگاه حکم طلاق را نداده است.
او و شوهرش جدا از یکدیگر زندگی میکنند و فقط برای ملاقات فرزندشان، یکدیگر را در اینجا میبینند. البته در گذشته که چند باری برای تحویل گرفتن و تحویل دادن بچه در محل خانههای پدریشان قرار میگذاشتند، با دخالت خانوادهها آنقدر دعوا و درگیری بینشان ایجاد میشد که همسایهها به پلیس زنگ میزدند.
او از اینکه اکنون میتواند در «خانه مهر» فرزندش را ببیند بسیار راضی است چرا که در اینجا همسرش نمیتواند مثل وقتهای دیگر فحاشی و دعوا کند. از طرفی اجازه نمیدهند همراهانی مانند مادرشوهر و مادرزن بیایند بنابراین ملاقات در شرایط آرامتری انجام میشود.
ه.ض در حال بازی کردن با کودکش است. هر از گاهی هاله اشکی در چشمانش حلقه میاندازد که آن را از فرزندش مخفی نگه میدارد. نمیخواهد چیزی از زندگی و علت طلاقش بگوید. سکوت را ترجیح میدهد. گویا دردش سنگینتر از آن است که بتواند صحبت کند. هر دو ماه فقط دو ساعت اجازه ملاقات با فرزندش را دارد. شوهرش که آنجا نشسته سر صحبت را باز میکند ظاهراً با ما صحبت میکند اما مخاطب تمام حرفهایش همسر سابقش است که ۲ ماه و ۷ روز است طلاق گرفته است. از عشق و علاقهاش میگوید و اینکه به خاطر علاقه وافرشان در چشم و نظر مردم قرار گرفتند و بینشان اختلاف افتاد.
آخر هر جملهاش تقاضای بازگشت همسرش را دارد. لبهای سیاه، کندی حرکات و دندانهای جرم گرفتهاش حاکی از آن است که مواد مخدر مصرف میکند. البته خودش میگوید داروهای اعصاب قوی میخورد و این داروها تأثیراتی بر بدنش دارد که همسرش نمیتواند آنها را تحمل کند.
خانم که گویا گوشش از این حرفها پر است، اعتنایی ندارد و فقط با گفتن «خوب در توهماتت برای خودت میبری و میدوزی» اعلام میکند که حرفهای پدر را قبول ندارد. سپس سرش را به فرزندش گرم میکند. در حین بازی با بغضی سخت و گرفته، از قانون و حکمی که برایش صادر شده است، شکایت دارد و اینکه طی هر دو ماه فقط دو ساعت میتواند فرزندش را ببیند، ظلمی بزرگ در حق خودش میداند. وارد مباحث حقوقی نمیشویم، قاضی پرونده حتما دلایل و مستنداتی داشته که چنین رأیی داده اما باز هم در این طلاق مثل هر طلاق دیگری کودکان قربانی هستند.
در آن سو، پدری که ۲۰ دقیقه میشود منتظر مانده تا همسر سابقش بچه را بیاورد، حسابی کلافه و عصبانی است، پاهایش را به زمین میکوبد و دست در موهایش میکشد. به مسئول مرکز میگوید زنگ بزنید ببینید چرا بچه را نیاورده است. در تماسی که گرفته میشود مادر میگوید در راه است و دارد میآید. مرد همچنان عصبانی گاهی قدم میزند و گاهی مینشیند. هر از گاهی هم زیر لب کلماتی از عصبانیت میگوید.
پس از حدود ۴۰ دقیقه، خانم با بچه میرسد. بدون هیچ توجهی به مرد، رویش را آن طرف میکند و بچه را تحویل میدهد. مرد صورت دخترش را میبوسد و در حالی که بچه هنوز حواسش سمت مادر است، دستش را میگیرد و او را متوجه خودش میکند. از فرصتی که بچه در حال سرسره بازی است استفاده میکنم تا علت طلاق را از مرد بپرسم که او میگوید: وقتی زن دنبال چشم و هم چشمی باشد و پی حرف این و آن را بگیرد، نتیجهاش همین میشود.
اینجا هر کس داستان زندگی خودش را دارد. زنها از اعتیاد، خیانت، بیمسئولیتی، بیکاری، بداخلاقی و دخالتهای اطرافیان مینالند، مردان هم از بی وفایی، چشم و هم چشمی، کم صبری، بدبینی و استقلال نداشتن زنان. کودکان معصوم نیز بار دهها ترس و استرس را بر دوش میکشند و در تنهایی خود غوطه میخورند.
مراکز ملاقات فرزندان طلاق (مرکز مهر خانواده)
بر اساس قانون و رویه موجود در پروندههای ملاقات فرزند اگر والدینی که جدا از یکدیگر زندگی میکنند بخواهند فرزند خود را ملاقات نمایند باید به دادگاه مراجعه کنند و حکم ملاقات با فرزند خود را بگیرند، سپس به محل تعیین شده توسط دادگاه رفته و با فرزند ملاقات میکنند. متأسفانه گاهی این امر با دخالت نیروی انتظامی و در محل کلانتریها صورت میگیرد. از آنجا که کلانتریها به واسطه فضای فیزیکی، افرادی که به آنجا رفت و آمد میکنند محیطی تنش زا و آسیب زا به حساب میآید و موجب آسیب روحی و روانی جدی به طفل شده و ترس و اضطراب ناشی از این ملاقاتها آرامش روحی او را در معرض خطرات جدی قرار میدهد.
معاونت پیشگیری از جرم دادگستری به منظور ایجاد فضای مناسب و محیطی امن برای ملاقات کودکان طلاق با والدین خود طرح ابتکاری را در دستور کار قرار داد و طی پیگیریها و تعاملات انجام شده با سازمانهای ذیربط از جمله بهزیستی و پلیس پیشگیری فرماندهی انتظامی منجر به راه اندازی مراکز مهر در کشور شد.
پدر و مادرها ستیز خودشان را به فرزندانشان منتقل نکنند
برای بررسی بیشتر تبعات طلاق روی فرزندان، سراغ دکتر فرناز ابهر زنجانی، روانشناس و استادیار دانشگاه، رفتیم.
او اظهار میکند: طلاق بسته به اینکه در چه سن کودک انجام شود، تبعات خاص خودش را دارد اگر در سن ۲ تا ۳ سالگی باشد، حس دلبستگی در کودک رشد نمیکند و اگر در سن بلوغ باشد نوجوان یک هویت متلاشی شده خواهد داشت اما به طور کلی فرزندان طلاق به خاطر احساس ناامنی و هراسی که از آینده دارند، دچار افسردگی میشوند و آستانه تحمل پایینتری دارند. آنها چون از طرف پدر و مادر به عنوان مهمترین افراد زندگی، طرد شدهاند، دائما دغدغه این را دارند که به وسیله جامعه، مدرسه و همسر آینده هم طرد شوند. همچنین در مقایسه خودشان با بچههایی که خانواده دارند، احساس نابرابری و حقارت میکنند.
به گفته او، فرزند طلاق ممکن است خودش را علت طلاق والدینش بداند که در این صورت احساس گناه را تجربه میکند و در سوی دیگر، ممکن است به خاطر نامهربانی پدر و مادر و اینکه چرا او را رها کردهاند، احساس طلبکار بودن پیدا کند که در این صورت، خشمش از والدین، در سنین مختلف به اشکال گوناگون بروز پیدا میکند.
این روانشناس، احساس ضعف، ناتوانی، شرم، بلاتکلیفی، تنهایی، افسردگی و اضطراب را از دیگر حسهایی بیان میکند که فرزندان طلاق آنها را تجربه میکنند و توضیح میدهد: متأسفانه گاهی، تک والدی که از فرزندش نگهداری میکند برای جبران کمبودهای فرزندش، محبتهای افراطی نسبت به او میکند که این امر اشتباه است.
محمدی درباره اینکه والدین، پس از طلاق، چگونه باید با فرزندانشان برخورد کنند تا آسیب کمتری ببینند، اظهار میکند: پدر و مادرها نباید ستیز خودشان را به فرزندانشان منتقل کنند و اگر به هر دلیلی تصمیم به جدایی گرفتند این جدایی باید مسالمتآمیز باشد چون آنها حتی پس از جدایی، پدر و مادر فرزندشان خواهند بود اما متأسفانه برخی والدین با گفتن عباراتی نظیر «دیگر از پدر (مادرت) حرف نزن»، «حق نداری پیش پدر (مادرت) بروی»، «تو هم بچه همان پدر (مادر) هستی» و … فشار مضاعفی بر فرزندشان وارد میکنند که تبعات سنگینی برایش دارد. همچنین فرزند باید با هر دو والد در ارتباط باشد و حتی با وجود اینکه میزان ملاقات را دادگاه مشخص میکند، اگر در خارج از زمان تعیین شده، به عنوان مثال کودک دوست داشت با دیگر والدش تلفنی صحبت کند، به او این اجازه را بدهند.
او یادآوری میکند: یک والد به خاطر محبوب کردن خودش، نباید چهرهای منفی از دیگر والد برای کودک بسازد چرا که کودک همزمان به پدر و مادر احتیاج دارد و فرزندی که با دید منفی نسبت به یک والد بزرگ شود در بزرگسالی نمیتواند ارتباط مناسبی با اجتماع و جنس مخالف داشته باشد.
او با تأکید بر اینکه والدین مطلقه در نوجوانی باید ارتباط صمیمانه با فرزندشان داشته باشند تا او بتواند هویت درست و سالمی از خودش پیدا کند، میگوید: پس از طلاق، والدین نباید از بچهها به عنوان مهره جاسوسی استفاده کنند.
بازگشت ۱۵ زوج به زندگی مشترک
معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری زنجان با بیان اینکه خانه مهر براساس سیاست های حمایتی قوه قضاییه از خانواده و کودکان آسیب پذیر از طلاق، با پیگیری های معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه فعالیت خود را آغاز کرده است، اظهار داشت: معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان با مطالعه و بررسی وضعیت موجود در خصوص ملاقات اطفال با والدین خود در پرونده های طلاق، متوجه عدم مناسب بودن این وضعیت به لحاظ عاطفی و روانی برای اطفال شد و براساس آن با استفاده از ظرفیت های قانون حمایت خانواده، با پیگیری هایی که انجام داد توانست این مرکز را برای ملاقات اطفال با والدین خود که از هم جدا شده اند، راه اندازی نماید.
وی ادامه داد: یکی از مسائل مورد اختلاف میان والدین طلاق گرفته یا در شرف طلاق، بحث حضانت و ملاقات طفل است که در برخی موارد به دلیل عدم توافق، والدی که حضانت طفل را به عهده دارد به تعهدات خود مبنی بر اجازه ملاقات طفل توسط والد دیگر عمل نمی کند و به ناچار با حکم قضائی ملاقات صورت می گیرد.
فتحی با بیان اینکه تا به حال دادگاه ها برای حل این مشکل، کلانتری را محل ملاقات اطفال با والدین خود قرار می داده است، تصریح کرد: کلانتری ها به واسطه فضای فیزیکی، به دلیل رفت و آمدهایی که به آنجا می صورت می گیرد، محیطی تنش زا و آسیب زا است که حضورِ طفل در چنین محلی می تواند آسیب های روحی و عاطفی به وی وارد کند؛ اما ملاقات اطفال با والدین در این مرکز با حضور مددکاران اجتماعی و روانشناسان صورت می گیرد.
معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری زنجان با اشاره به افزایش آمار طلاق در استان گفت: فرزندان بی دفاعترین و اسیب پذیرترین افراد در موضوع طلاق هستند که گاهی به وسیله ای برای انتقام گیری والدین تبدیل می شوند.
فتحی میگوید:همانطور که میدانید حضانت دائم فرزند پسر و دختر تا ۷ سالگی با مادر است و حضانت دختر از ۷ سالگی تا ۹ سالگی و پسر نیز از۷ سالگی تا ۱۵ سالگی با پدر میباشد، اما قانون گذار در قانون مدنی و قانون حمایت از خانواده به درستی دست قاضی را باز گذاشته است که با توجه به مصلحت طفل حضانت را مشخص و تعیین نماید یعنی ملاک حضانت برای دادگاه بایستی مصلحت طفل باشد.
وی ادامه میدهد: ولی در هر حال والدین حق دارند فرزندان خود را ملاقات کنند و چنانکه والدین بر سر مکان ملاقات باهم به توافق نرسند دادگاه کلانتری محل را برای مکان ملاقات تعیین میکرد.
معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری زنجان میگوید:با توجه به اینکه کلانتری محل مناسبی برای ملاقات والدین با کودکان نبود
مراکز مهر خانواده در استان از مهر سال ۹۷ و در راستای ساماندهی وضعیت ملاقات اطفال با والدین خود که به علت طلاق از هم جداشده بودند و حضانت طفل بر عهده یکی از آنها بود راه اندازی شد.
فتحی میگوید: این مراکز با همکاری بهزیستی و دادگستری در چهار شهر بزرگ استان به صورت رایگان و با حضور مشاوران حقوقی و روانشناسان و کارشناسان به صورت تخصصی و در فضایی امن و مطمئن شرایط ملاقات زوجها را با فرزندان طلاق فراهم کرده است.
وی ادامه میدهد: پیش از راه اندازی این مراکز دادگاهها برای حل این مشکل، کلانتری را محل ملاقات اطفال با والدین خود قرار میدادند درحالیکه این اقدام به طفل آسیب روحی و روانی جدی وارد میکرد.
معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری زنجان میگوید: در مراکز مهر خانواده ضمن ملاقات فرزند با والدین جلسات مشاوره باهدف کاهش تنش خانواده، فراهم کردن امکان بازگشت و بهبود وضعیت کودکان برگزار میشود.
خلاصه سخن اینکه؛ مراکز مهر خانواده مرهمی هر چند کوچک بر زخم طلاق است کودکانی که باید در خانواده از نعمت بودن در کنار پدر و مادر و دیدار والدین بهرهمند شوند حالا به هر صورت لحظهای هرچند کوتاه در این مراکز مادر و یا پدر خود را ملاقات میکنند.
پس این محیط به مثابه خانه دوم برای آنها محسوب میشود پس ضروریست این محیط از لحاظ فیزیکی و روانی شرایط پذیرایی از کودکان را به نحو احسن داشته باشد امید است مسئولین ذیر ربط با توجه به حساسیت این موضوع شرایط محیطی مناسبی را در این مراکز برای فرزندان زخم از طلاق فراهم آورند.


دیدگاهتان را بنویسید